معرفی طرح نجات آب

img

پیام نجات آب

  تأمین هر متر مکعب آب آشامیدنی در مشهد بیش از 35000 ریال هزینه در بردارد و ما کمتر از 7000 ریال بابت آن پرداخت می کنیم! قدر آب را بدانیم در مصرف آن صرفه جویی کنیم.

   میانگین بارندگی در جهان 800 میلیمتر و در ایران 250 میلیمتر (تقریبا یک سوم جهان) در سال می باشد. باور کنیم در کویر زندگی می کنیم.

فرو نشست و شکاف زمین در سطح استان، زتگ خطر بحران آب است. کم آبی را جدی بگیریم.

  آیا می دانید اگر اجرای سامانه های آبیاری تحت فشار منجر به کاهش برداشت از آبخوان ها نشود، آنگاه این سامانه ها در صرفه جویی مصرف آب نتیجه عکس خواهند داشت؟

انیمیشن های نجات آب

 

برای تماشای انیمیشن ها روی تصویر فوق کلیک کنید

طبیعت برای آب با رویکرد تغییر اقلیم
۱۳۹۷/۰۱/۰۲ تعداد بازدید: ۱۲۹
print

به قلم : فاطمه کشاورزی از دیرباز طبیعت، ملقب به لقب زیبای مادربود و مجهز به عناصری حیاتی به نام عناصر اربعه یا چهارگانه : آب ، خاک ، باد آتش.

طبیعت برای آب با رویکرد تغییر اقلیم

 حضور این چهار عنصر در نظر قدما به قدری ارزشمند بود که حکیمی چون ابن سینا در کتاب قانون مدعی است دو عنصر سنگین، یعنی خاک و آب، سازنده اعضای بدن هستند و دو عنصر سبک، یعنی آتش و هوا، سازنده روح.

برخی نیز بر این باورند که زرتشت نیز به عنوان نخستین کسی که بحث عناصر طبیعت و احترام به آن‌ها را پیش کشیده است، در تمدن ایرانی به این عناصر اشاره کرده است.

این دیدگاه اثرهایی ژرف بر درک امروزی ما از جهان دارد. یکی از این آثار توجه به حالات ماده‌است؛ مفهوم ماده و انرژی موجود در اعتقاد به عناصر اربعه : خاک نماینده حالت جامد، آب نمادی از حالت مایع، و هوا یادآور حالت گازی است. به این ترتیب سه عنصر نخست حالات سه گانه ماده را یادآور می‌شوند.

اثر دیگر معرفی آتش است. آتش نماینده مفهوم انرژی و بیانگر تغییراتی است که انرژی در ماده و حالات آن به وجود می‌آورد. بدین ترتیب مفهوم ماده و انرژی را به آسانی می‌توان از دیدگاه پیشینیان، برداشت کرد.

با این که در زندگیِ گرفتار مدرنیته امروزی هم هنوز هستند کسانی که به طبایع سه گانه و عناصر چهارگانه پای بندند و در پی کشف ریشه های مشکلات جسمی و روحی بشری در ارتباط هستی با این عناصر و درمان آن ها از راه خود عناصر تشکیل دهنده اش می باشند؛ هنوز هم اکثریت با کسانی است که بسته بندی های رنگارنگ محصولات دارویی صنعتی را برای مداوای بیماریهای خود ترجیح می دهند.
گفتیم که طبیعت با داشتن تمام عناصر در دل خود مأمنی آرامش بخش برای بشر بود و رازدار قابل اعتماد دردهایش به طوری که با دنبال کردن رد سنتهای قدیم می توان به خواص درمانی گیاهانی که به باور مردمان قدیم هیچ یک بی حکمت بر چهره زمین نروییده اند پی برد.

انسانِ طبیعت گرا خود را جزئی از طبیعت می دانست و مادر طبیعت را دارای حق مهم پاسداشت و نگهداری. بر این اساس تقدسی که به آب و خاک متعلق می دانست، او را از آلوده کردن و اسراف در مصرف آن باز می داشت. چراکه ایمان به وابستگی و بستگی تام هستی اش به طبیعت داشت و بدون آن حیاتی برای خود متصور نبود.

مدرنیته با گام های ناخوانده ای که به حیات انسان گذاشت ، مناسبات عجیب و غریب خود را نیز به عنوان سوغاتی به همراه آورد. شاید اختراع ماشین به عنوان وسیله تسهیل کننده انجام کارها، تنها فایده ای که داشت همین باور ساده لوحانه به تسهیل کارها بود که در دل خود دشواریهای بعدی را نیز پنهان کرده بود.

وابستگی امروزی انسانِ گرفتار ماشینیسم به جایی رسیده که مادران در زندگی پرمشغله امروزی بدون وسایل الکترونیکی سرگرم کننده ای مانند تبلت و گوشی های همراه و انواع و اقسام محصولات سمعی و بصری و اسباب بازی های برقی، به سختی قادر به نگهداری کودکان خود هستند. فراموش کردن گوشی همراه به منزله ای فاجعه ای است که بسیاری از روندهای روزانه افراد را دچار اختلال می کند و حس کودکی را که مادرش را گم کرده در انسان بیدار می کند.دانشمندان علم ارتباطات بر این باورند که هر یک از وسایل ارتباطی امتداد یکی از حواس انسان هستند. مثلا تلفن امتداد حس شنوایی وتلویزیون امتداد حس شنوایی و بینایی است؛ با این حساب شاید بتوان گفت وسایل نقلیه امتداد پاها، کامپیوتر امتداد مغز انسان و اینترنت امتداد الهامات باستانی انسان است.

انسان امروزی با بریده شدن از مادر طبیعت، که روزی پاسخ تمام سئوالات خود را از او می گرفت، در دامان دایه ای به ظاهر مهربانتر از مادر افتاده که گاه در پاسخ به سئوالات هستی شناسانه او درمانده است. انسانِ طبیعت گرا، حالا دیگر به طبیعت همچون دیگر کالاهایی که مالک است می نگرد، کالایی که به هیچ قیمتی لباس کالا شدن به تنش اندازه نمی شود.

شاید بتوان در تعریفی طبیعت دوستانه کالا را چنین تعریف نمود: کالا موجودی است مادی و بی جان که با به کارگیری عناصر اولیه جاندار از طبیعت به دست آمده، قابل تولید مجدد و جایگزین شدن است و هیچ حق معنوی برای آن متصور نیست . بر این اساس می توان آن را به امید داشتن یکی بهترش، خراب کرد و هیچ عذاب وجدانی نداشت ، چرا که بهایش، فقط پولی است که پرداخت می شود.اما آیا رفتار با طبیعت به مثابه کالا نیز چنین بهایی دارد؟!

آنچه راه انسانِ طبیعت گرا و انسانِ در برابر طبیعت را از هم جدا می کند همین نوع نگاه به طبیعت است. امروزه با آسیبهای خواسته یا ناخواسته ای که تکنولوژی به زندگی طبیعی انسان وارد کرده، آلودگی ها و مخاطرات زیست محیطی، پیدایش بیماریهای جدید و ناشناخته، کمبودهای تهدید کننده منابع آب و انرژی از جمله مهمترین دغدغه هایی است که خواب آرام حیات بشری را در آینده ای نه چندان دور آشفته خواهد کرد.

انسانِ طبیعت گرا احترام به طبیعت را در زمره مقدسات و باورهای اساسی اش می داند؛ در حالی که سخنانی از این دست برای انسانِ در برابر طبیعت شعری فانتزی و دور از واقع به نظر می رسد.

انسانِ طبیعت گرا طبیعت و خود را متقابلا دارای حق و در خدمت هم می داند ؛ در حالی که انسانِ در برابر طبیعت ، طبیعت را جزو مایملک خود و در خدمت خود می داند و شاید در نهانگاه خود به ترس مهم نابودی طبیعت ، اینگونه تسلی می دهد که روزی علم راهی برای بازسازی دوباره طبیعت و مواد اولیه زندگی ماشینی اش خواهد ساخت ولو به قیمت اسباب کشی به کرات دیگر.

انسانِ طبیعت گرا با احترام به گذشتگان برای رساندن سالم این امانت به آنان، به طبیعت به مثابه امانت آیندگان می نگرد که موظف به حفظ آن تا حد توان است؛ در حالی که انسانِ در برابر طبیعت با دلخوشی به این که آیندگان خود راهی برای حل مشکلاتشان خواهند یافت، در پاسخ به اینکه شاید خودتان جزئی از این آینده باشید می گویند: بالاخره مردم هر کاری کنند من هم همان کار را خواهم کرد.

انسانِ طبیعت گرا با احترام به حریم طبیعت، به او مجال می دهد حوادثی مانند سیل را به راحتی از سربگذراند ؛ انسانِ در برابر طبیعت با تصرف حریم طبیعت و رودخانه ها، حادثه را به بلا تبدیل می کند و جان خود و طبیعت را به خطر می اندازد.

انسانِ طبیعت گرا با کاهش سهم خود از آب در دوران خشکسالی، به طبیعت برای گذر از این دوران سخت یاری می کند؛ انسانِ دربرابر طبیعت بی توجه به شرایط آبی، به مصرف روزافزون خود ادامه می دهد و باری بر دوش بحران های طبیعی است.

...

حال انتخاب با خودمان است: در کنار طبیعت باشیم و با بهره گیری از نعمات و قدرتهای آن، شاکرانه و در آرامش شاهد حیات بی ذغذغه خود و فرزندانمان باشیم، یا آیندگان را وارث ویرانه ای کنیم بی آب و علف که دور تا دورش را محصولات بی جان و نیازهای کاذبمان احاطه کرده اند؟!

لطفا بیایید قدری بیندیشیم.

  • - منبع: شبکه خبری آب ایران
نظرات

© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به نجات آب کشاورزی خراسان رضوی می باشد.
طراحی ، تولید و پیاده سازی پرتال : شرکت توسعه فناوری اطلاعات اینتک